متن هاي ادبي و زيبا

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

default متن هاي ادبي و زيبا

پست من طرف yalda2007 في الثلاثاء يناير 01, 2008 1:06 pm

حتی زندگی هم سرشار از گناه است



سایه هایی در هم و بدونه برنامه
کسی که به دستانش ایمان داشت و برای قناری ها هر صبح برکت می ریخت
و زنی که درد را فهمیده بود تا به ایمانش رجوع کند
درد ها یکی دو تا نیستند
تا عمودی ترین شکاف روح نفوز می کنند و فقرات آدم رو می خورند
باید چیز هایی را پذیرف تا آمادگی داشت
مادرم صبح ها مرا بیدار می کند و تنها چهره ی معصوم اوست که هیچ گاه برایم تکراری نیست
تمام لحظه هایم مملو از تکرار و نهایت ها و گریز هایی است که گهگاه هم چاشنی اش
اخم ها لجاجت ها و اشک ها و کمی هم محبت های زور رود گذر است
کاش
در پهناور ترین خصوصیات چهره ی خداوند می شد چیز هایی را دید که کفر نبود
در لجنزار غلط زدن و دراز کشیدن چقدر لذت بخش است
کسی را می شناسم که می گوید
ما گلوله ای هستیم که به سمت خداوند شلیک می شویم

او نیز از خود دفاع می کند

او می گفت

ماند یک سیگار را می مانم

مانند او نرم و نازک و جذاب و گناه کار هستم

می گفت

ما هر چه بیشتر اشک بریزیم بیشتر در لجن خودمان غلط می زنیم

ما برای آسمان واژه واژه می تراشیم و هیچ گاه به فکر این نیستیم که دردش چیست
گناه تمام زندگی یک نوزاد است
از ثانیه ای که جرقه ی زندگی برایش تق می خورد
و با لذتی بی نهاید دنبال فتیله ای که گوگرد وار می سوزد می رود
از زیر دالان های تاریک بالای تخته سنگ های تیز زیر آب های بی نشان و دره هایی بی باز گشت

_________________
رفتم بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب، آبي در حوض نبود. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همتي كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است . باد مي رفت به سروقت چنار ، من به سروقت خدا مي رفتم.
avatar
yalda2007
عضو جدید
عضو جدید

تعداد پستها : 135
Registration date : 2007-12-21

خواندن مشخصات فردي http://www.apadanaforum.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

default رد: متن هاي ادبي و زيبا

پست من طرف yalda2007 في الثلاثاء يناير 22, 2008 4:49 pm

اگر تو نبودی کدام واژه مرا تا عروج ما می برد؟ اگر تو نبودی سلام راکه به لبخند

پاسخش میداد؟ نگاه منتظرم راه برنگاه که می بست؟ ز پشت پنجره چشمان من که را

می جست؟ اگر تو نبودی کدام واژه به لبهای من گره می خورد؟ سرای خاطره ام راز

دارکه می بود؟ اگر تو نبودی دلم هوای که می کرد

با تو بودن از تو گفتن زيباست مثل بارش بارون تو كوير مثل رويش دوباره چمن

روي تن يخ زده زمين پير، تويي مهتاب سحر ، تويي بارون كوير از تن خسته ی من

گرد غربت را بگير مثل خورشيد بزن و آبم كن مثل لالايي شب خوابم كن به تن خسته

بزن رنگ دگر دل ما را تو ببر تا به سحر.

_________________
رفتم بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب، آبي در حوض نبود. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همتي كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است . باد مي رفت به سروقت چنار ، من به سروقت خدا مي رفتم.
avatar
yalda2007
عضو جدید
عضو جدید

تعداد پستها : 135
Registration date : 2007-12-21

خواندن مشخصات فردي http://www.apadanaforum.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

default رد: متن هاي ادبي و زيبا

پست من طرف yalda2007 في الثلاثاء يناير 22, 2008 4:53 pm

خوشا
صدم غدم هست,اما همدمی نیست وگر یک همدمم باشد,غمی نیست

هزاران رازم اندر سینه پژمرده دریغا و دریغا,محرمی نیست
خمار آلودم, ا ما ساغری نه, سراپا ریشم, اما مرهمی نیست
گنه ناکرده بادافره کشیدن خدا داند که این درده کمی نیست
سیه چالی نصیبم شد چو بیژن چه گویم, باکه گویم, رستمی نیست
بمیر ای خشک لب در تشنه کامی که این ابر سترون را نمی نیست
نصیحت ناپزیر و حرف نشنو دلی دارم, که بی محنت دمی نیست
خوشا بی دردی و شوریده رنگی که گویاخوش تر از ان عالمی نیست
کم است«امید»اگر صدبار گویم
صدم غم هست,اما همدمی نیست
{اخوان ثالث}

_________________
رفتم بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب، آبي در حوض نبود. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همتي كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است . باد مي رفت به سروقت چنار ، من به سروقت خدا مي رفتم.
avatar
yalda2007
عضو جدید
عضو جدید

تعداد پستها : 135
Registration date : 2007-12-21

خواندن مشخصات فردي http://www.apadanaforum.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

default رد: متن هاي ادبي و زيبا

پست من طرف محتوى إعلاني


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد