گنجينه اي گرانقدر به نام حافظ

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

default گنجينه اي گرانقدر به نام حافظ

پست من طرف yalda2007 في الجمعة يناير 25, 2008 5:46 am

Smile
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل​ها


الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها
حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

_________________
رفتم بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب، آبي در حوض نبود. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همتي كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است . باد مي رفت به سروقت چنار ، من به سروقت خدا مي رفتم.
avatar
yalda2007
عضو جدید
عضو جدید

تعداد پستها : 135
Registration date : 2007-12-21

خواندن مشخصات فردي http://www.apadanaforum.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

default رد: گنجينه اي گرانقدر به نام حافظ

پست من طرف yalda2007 في الجمعة يناير 25, 2008 5:46 am

صلاح کار کجا و من خراب کجا
صلاح کار کجا و من خراب کجا
ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را
سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا
ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
چو کحل بینش ما خاک آستان شماست
کجا رویم بفرما از این جناب کجا
مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است
کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا
بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست
قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا

_________________
رفتم بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب، آبي در حوض نبود. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همتي كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است . باد مي رفت به سروقت چنار ، من به سروقت خدا مي رفتم.
avatar
yalda2007
عضو جدید
عضو جدید

تعداد پستها : 135
Registration date : 2007-12-21

خواندن مشخصات فردي http://www.apadanaforum.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

default رد: گنجينه اي گرانقدر به نام حافظ

پست من طرف yalda2007 في الجمعة يناير 25, 2008 5:47 am

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت
کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را
فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را
ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را
اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم
جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

_________________
رفتم بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب، آبي در حوض نبود. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همتي كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است . باد مي رفت به سروقت چنار ، من به سروقت خدا مي رفتم.
avatar
yalda2007
عضو جدید
عضو جدید

تعداد پستها : 135
Registration date : 2007-12-21

خواندن مشخصات فردي http://www.apadanaforum.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

default رد: گنجينه اي گرانقدر به نام حافظ

پست من طرف yalda2007 في الجمعة يناير 25, 2008 5:48 am

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را
شکرفروش که عمرش دراز باد چرا
تفقدی نکند طوطی شکرخا را
غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل
که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را
به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر
به بند و دام نگیرند مرغ دانا را
ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست
سهی قدان سیه چشم ماه سیما را
چو با حبیب نشینی و باده پیمایی
به یاد دار محبان بادپیما را
جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب
که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را
در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
سرود زهره به رقص آورد مسیحا را

_________________
رفتم بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب، آبي در حوض نبود. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همتي كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است . باد مي رفت به سروقت چنار ، من به سروقت خدا مي رفتم.
avatar
yalda2007
عضو جدید
عضو جدید

تعداد پستها : 135
Registration date : 2007-12-21

خواندن مشخصات فردي http://www.apadanaforum.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

default رد: گنجينه اي گرانقدر به نام حافظ

پست من طرف yalda2007 في الجمعة يناير 25, 2008 5:49 am

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که بازبینیم دیدار آشنا را
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را
آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند
اشهی لنا و احلی من قبله العذارا
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
آیینه سکندر جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارسا را
حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود
ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

_________________
رفتم بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب، آبي در حوض نبود. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همتي كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است . باد مي رفت به سروقت چنار ، من به سروقت خدا مي رفتم.
avatar
yalda2007
عضو جدید
عضو جدید

تعداد پستها : 135
Registration date : 2007-12-21

خواندن مشخصات فردي http://www.apadanaforum.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

default رد: گنجينه اي گرانقدر به نام حافظ

پست من طرف yalda2007 في الجمعة يناير 25, 2008 5:50 am

به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم
مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را
مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت
ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا
دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی
تو از این چه سود داری که نمی‌کنی مدارا
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی
دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را
به خدا که جرعه‌ای ده تو به حافظ سحرخیز
که دعای صبحگاهی اثری کند شما را

_________________
رفتم بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب، آبي در حوض نبود. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همتي كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است . باد مي رفت به سروقت چنار ، من به سروقت خدا مي رفتم.
avatar
yalda2007
عضو جدید
عضو جدید

تعداد پستها : 135
Registration date : 2007-12-21

خواندن مشخصات فردي http://www.apadanaforum.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

default رد: گنجينه اي گرانقدر به نام حافظ

پست من طرف yalda2007 في الجمعة يناير 25, 2008 5:51 am

صوفی بیا که آینه صافیست جام را
تا بنگری صفای می لعل فام را
راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را
عنقا شکار کس نشود دام بازچین
کان جا همیشه باد به دست است دام را
در بزم دور یک دو قدح درکش و برو
یعنی طمع مدار وصال دوام را
ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش
پیرانه سر مکن هنری ننگ و نام را
در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند
آدم بهشت روضه دارالسلام را
ما را بر آستان تو بس حق خدمت است
ای خواجه بازبین به ترحم غلام را
حافظ مرید جام می است ای صبا برو
وز بنده بندگی برسان شیخ جام را

_________________
رفتم بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب، آبي در حوض نبود. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همتي كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است . باد مي رفت به سروقت چنار ، من به سروقت خدا مي رفتم.
avatar
yalda2007
عضو جدید
عضو جدید

تعداد پستها : 135
Registration date : 2007-12-21

خواندن مشخصات فردي http://www.apadanaforum.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

default رد: گنجينه اي گرانقدر به نام حافظ

پست من طرف yalda2007 في الجمعة يناير 25, 2008 5:52 am

ساقیا برخیز و درده جام را
خاک بر سر کن غم ایام را
ساغر می بر کفم نه تا ز بر
برکشم این دلق ازرق فام را
گر چه بدنامیست نزد عاقلان
ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را
باده درده چند از این باد غرور
خاک بر سر نفس نافرجام را
دود آه سینه نالان من
سوخت این افسردگان خام را
محرم راز دل شیدای خود
کس نمی‌بینم ز خاص و عام را
با دلارامی مرا خاطر خوش است
کز دلم یک باره برد آرام را
ننگرد دیگر به سرو اندر چمن
هر که دید آن سرو سیم اندام را
صبر کن حافظ به سختی روز و شب
عاقبت روزی بیابی کام را

_________________
رفتم بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب، آبي در حوض نبود. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همتي كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است . باد مي رفت به سروقت چنار ، من به سروقت خدا مي رفتم.
avatar
yalda2007
عضو جدید
عضو جدید

تعداد پستها : 135
Registration date : 2007-12-21

خواندن مشخصات فردي http://www.apadanaforum.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

default رد: گنجينه اي گرانقدر به نام حافظ

پست من طرف محتوى إعلاني


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد