دلهاي تنگ

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

default دلهاي تنگ

پست من طرف yalda2007 في الأربعاء يناير 23, 2008 6:01 am

affraid affraid affraid
من هم خدا رو شکرهستم،زنده ام ،خوبم / اصلا ملالی نیست جز دوریت، محبوبم

هستم ولی بر بودنم انگار شک دارند / پیراهن خونین یوسف دست یعغوبم

مثل درختم سالها، قد می کشم اما / بالا روم پایین بیایم ، آخرش چوبم

اصلا شبیه یک مترسک در زمستان / با این تفاوت که به ابروهات، مصلوبم

در کمتر از ده ثانیه یک دفعه خط خوردم / از نقشه جغرافیایت اینهو، بم

شاید خدا میخواست این طوری شوم من هم / میراث دار عمر نوح و صبر ایوبم

شرمنده ام خیلی سرت را درد آوردم/ باور نکن اما...... خدا رو شکر من خوبم

((( این شعر رو آقای عادل حیدری ، شاعر معاصر گفته ))

_________________
رفتم بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب، آبي در حوض نبود. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همتي كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است . باد مي رفت به سروقت چنار ، من به سروقت خدا مي رفتم.
avatar
yalda2007
عضو جدید
عضو جدید

تعداد پستها : 135
Registration date : 2007-12-21

خواندن مشخصات فردي http://www.apadanaforum.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

default رد: دلهاي تنگ

پست من طرف yalda2007 في الإثنين يناير 28, 2008 10:56 am

خوب رويان جهان رحم ندارد دل شان
بايد از جان گذزد هر كه شود عاشقان
روزي كه سرشتند زگل پيكرشان
سنگي اندر تنشان بود و همان شد دل شان

_________________
رفتم بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب، آبي در حوض نبود. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همتي كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است . باد مي رفت به سروقت چنار ، من به سروقت خدا مي رفتم.
avatar
yalda2007
عضو جدید
عضو جدید

تعداد پستها : 135
Registration date : 2007-12-21

خواندن مشخصات فردي http://www.apadanaforum.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

default رد: دلهاي تنگ

پست من طرف yalda2007 في الإثنين يناير 28, 2008 10:56 am

بیا که عمریست دنبال چشمانی چنین می گردم وچشمهایم ازفرط



انتظاروبرره نشستن کم سوشده می ترسم عمرم به اخر



رسدوهرگزچشمهایت رانبینم. تورابه لاله های دشت زیبای



سوگندزودبیا تارمقی دردستان، توانی درپاها،برق امیدی



درچشمها،زمزمه ی برلب وعشقی دردل باقی ا ست؛



چقدردلم گرفته چقدردوست داردیدارچشم های سبز توام یادش



بخیرانروزی های که می شد برق محبت راتوش دید می شد بهش دل



بست ولی افسوس که دیگه حتی توخوابم نمی شه ارزوی دیدنش



راداشت . صدامیادیکی داره یه چیزی زمزمه می کنه می شنوی این



همان زمزمه های که وقت رفتنت می خواندم وتوبی اینکه حتی نگاهی



زیرپات بکنی رو دلم پاگذاشتی ورفتی می خوای بازم بشنوی :



درنگاهت مانده چشمم شایداز فکرسفربرگردی امشب

قطره قطره اشک چشمم می چکد بانم نم باران به دامن

_________________
رفتم بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب، آبي در حوض نبود. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همتي كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است . باد مي رفت به سروقت چنار ، من به سروقت خدا مي رفتم.
avatar
yalda2007
عضو جدید
عضو جدید

تعداد پستها : 135
Registration date : 2007-12-21

خواندن مشخصات فردي http://www.apadanaforum.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

default رد: دلهاي تنگ

پست من طرف محتوى إعلاني


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد